السيد مرتضى العسكري ( كوشش دشتى )
19
سقيفه ( بررسى نحوه شكل گيرى حكومت پس از رحلت پيامبر ) ( فارسى )
جانشينى امير المؤمنين على بن ابى طالب ( ع ) نيز ندارد ، و حتى دربارهء واقعهء غدير خم نيز ، چنين اظهار نظر مىكند كه : « ظاهرا آن هنگام ، موقع مناسبى نبود كه على را به جانشينى خود منصوب كند . احتمالا محمد ( ص ) به اميد آنكه طول عمر او به اندازهاى باشد تا يكى از اسباطش را تعيين كند ، اين تصميمگيرى را به تأخير انداخت » « 1 » . وى ، نهايتا چنين نتيجه مىگيرد كه پيامبر ( ص ) بدون تعيين جانشين از دنيا رفت « 2 » . علاوه بر اين ، مادلونگ ، احاديث عبد اللّه بن عباس را هم ، كه در آنها اعترافات صريح عمر به علّت منع خلافت از على ( ع ) گزارش شده است ، بىاعتبار مىداند « 3 » بى آنكه دراينباره دليل مقبول ارائه كند . در بخش پايانى كتاب ، مادلونگ پا را از اين هم فراتر مىگذارد ، و اصلا ، عدم تعيين جانشين را سنّت پيامبر ( ص ) اعلام مىكند و حتى مىگويد كه شايد على ( ع ) هم بنا به همين سنّت ، مايل نبود ، در زمان خلافت خود ، جانشينى براى خويش انتخاب كند ؛ هرچند كه بالاخره به حسن ( ع ) وصيت كرد « 4 » . البتّه مادلونگ معتقد است كه ابو بكر طالب خلافت بود . و بىترديد ، پيش از رحلت پيامبر ( ص ) تصميم گرفته بود كه آن خليفه ، خود او باشد ، بدون آنكه از جانب پيامبر ( ص ) بدين كار نامزد شده باشد ؛ لذا تصميم گرفت براى رسيدن به اين آرزو ، مخالفان قدرتمند خود را كه از اهل بيت پيامبر ( ص ) بودند ، از ميان بردارد ، و به انتظار
--> ( 1 ) . همان ص 34 . ( 2 ) . همان ص 35 . ( 3 ) . جانشين حضرت محمد ( ص ) ص 40 . ( 4 ) . همان ص 427 .